تبلیغات
ناظر
ناظر
«وَ لَقَد جَعَلنا فِی السَّماءِ بُرُوجاً وَ زَیَّنّاها لِلنّاظِرینَ» (16/15) 
قالب وبلاگ
کلاس داشت تمام میشد. یکهو از گوشی استاد صدایی بلند شد:
«اااااااااااای... ااااااای... اااای... یا امام رضا... یا امام رضا... یا امام رضا...»
خیلی قشنگ بود. سبکی بود که تاکنون نشنیده بودم. جالب بود. یکی از بچه ها پرسید: «این... چیزه...؟»
استاد از پشت آن عینک های ضخیمش نگاهش کرد و گفت: «...میرزامحمدی».
اسمش را مدتی بود زیاد میشنیدم، اما هنوز صدایش را نه؛ که شنیدم. فهمیدم چرا اینقدر بچه ها دوستش داشتند. واقعاً محشر بود. مخصوصاً وسطش که شروع کرد به خواندن شعری از زبان کسی که انگار با امام رضا قهر است. از استاد گرفتم صوتش را. این هم آن شعر قهر:

دیگر از راه دور با حسرت، اسمتان را صدا نخواهم کرد
سر سجاده مثل مادر خود، «یا رضا، یا رضا» نخواهم کرد

مادرم گفته التماس دعا، من فقط گفته ام که محتاجم
تو یقیناً شنیده ای من هم، هیچکس را دعا نخواهم کرد

مگر عقلم کم است پر بزنم، مگر عقلم کم است در بزنم
تو مرا از خودت نخواهی کرد، و منم با تو تا نخواهم کرد

برو با کفتران خود خوش باش، من بیچاره چون کلاغم که
آسمان سفید مشهد را با حضورم سیا نخواهم کرد

آره زیباست بچه ی آهو، من کریهم سیاهم و زشتم
میروم گم شوم از اینجا چون، حقتان را ادا نخواهم کرد...

البته پس از کمی بحث مختصر (بحث یعنی جستجو!) متوجه شدم که تغییراتی در اصل شعر رخ داده، اتفاقی که غالباً وقتی شعرها پایشان به مجلس روضه کشیده میشود برایشان می افتد.
شعر از آقای
مهدی رحیمی است. میتوانید اصل شعر را از اینجا بخوانید.

----------------------------------------------------------------------------------
اصلاحیه: روضه از «حسن حسین خانی» بود؛ نه میرزامحمدی! البته من مقصر نبودم، بقیه گفتند «میرزا»ست!
به هر حال، هر دو خیلی قشنگ میخوانند...



[ پنجشنبه 18 مهر 1392 ] [ 16:36 ] [ آرش محبوب زاده ] [ نقد و نظر ]
.: Weblog Themes By MihanSkin :.

درباره وبلاگ

"هنر آن است که بمیری پیش از آن که بمیرانندت. مبدأ و منشأ حیات، آنانند که چنین مرده اند." (شهید سید مرتضی آوینی)
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب