تبلیغات
ناظر
ناظر
«وَ لَقَد جَعَلنا فِی السَّماءِ بُرُوجاً وَ زَیَّنّاها لِلنّاظِرینَ» (16/15) 
قالب وبلاگ

این هم غزلی که مدتی پیش قول "کامل شدن"ش را داده بودم، نه "کامل کردن"؛ چرا که کار، کار خودشان است... تمام که کردم، دیدم شد هشت بیت؛ بدون نیت قبلی...

 

شهرمان گرچه از کلاغ پر است، کفترانی سفید هم دارد

این شلوغیّ درب راه آهن، خوف دارد، نوید هم دارد

 

دست بعضی بلیط های عجیب، دست بعضی بلیط مشهد تو

چهره های «مسافرین عزیز»! کهنه دارد، جدید هم دارد

 

میرود در قطار، در کوپه، زائرت سر به شیشه بگذارد

زندگی های سخت این مردم، قفل دارد، کلید هم دارد

 

توی گوشش گذاشت هندزفری، رفت روی تراک «ای حرمت...»

با خودش گفت: بـــعـــله! تکنولوژی، خوب دارد، پلید هم دارد

 

...پا شد از خواب،شیشه های قطار، جاده ای رو به سمت گنبد بود

یادش آمد چقدر بد بوده، ترس دارد، امید هم دارد

 

عاقبت روز هشت شنبه رسید، سیر تقویم ها عوض شده است

به تولای هشتمین اختر، عدد «هشت» عید هم دارد

 

گوشۀ صحن قدس رفت و نشست، رفت در فکر، با خودش در دل

گفت یعنی امام این همه صحن، زائر ناامید هم دارد؟

 

ولی از انتهاش می ترسم، می شود کربلایی ام بکنی؟

توی کارش جناب عزرائیل، مرده دارد، شهید هم دارد...




طبقه بندی: اشعار خودم،
[ دوشنبه 1 اردیبهشت 1393 ] [ 17:15 ] [ آرش محبوب زاده ] [ نقد و نظر ]
.: Weblog Themes By MihanSkin :.

درباره وبلاگ

"هنر آن است که بمیری پیش از آن که بمیرانندت. مبدأ و منشأ حیات، آنانند که چنین مرده اند." (شهید سید مرتضی آوینی)
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب