تبلیغات
ناظر
ناظر
«وَ لَقَد جَعَلنا فِی السَّماءِ بُرُوجاً وَ زَیَّنّاها لِلنّاظِرینَ» (16/15) 
قالب وبلاگ
این غزل را سال پیش نوشته بودم. دستی کشیدم و اینجا قرار دادم:


مکه دارد از فراقش سخت مضطر می شود

در دلش افتاده این اوضاع بدتر می شود

 

قبل از آنکه دستِ حق این دینِ نو را رو کند

بانویی فهمیده بود احمد پیمبر می شود

 

آن یتیمی که برای امر حق شد «مصطفی»1

دارد اینجا غرق اندوهی مکرر می شود

 

غربت غمناک اهل البیت، ارث مادری ست

که میان خشکی این دره پرپر می شود

 

هفت، نَه؛ چِل هم نَه؛ این غم آنقدر وسعت گرفت

با غم یک سال پیغمبر برابر می شود2

 

خوب شد او دختری مانند زهرا داشت؛ چون

بی خدیجه، مصطفی محتاج مادر می شود...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1- «مصطفی» یعنی «برگزیده»، «انتخاب شده»

2- آن سال را پیامبر فرمود: «عام الحزن»





طبقه بندی: اشعار خودم،
[ جمعه 5 تیر 1394 ] [ 14:54 ] [ آرش محبوب زاده ] [ نقد و نظر ]
.: Weblog Themes By MihanSkin :.

درباره وبلاگ

"هنر آن است که بمیری پیش از آن که بمیرانندت. مبدأ و منشأ حیات، آنانند که چنین مرده اند." (شهید سید مرتضی آوینی)
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب