تبلیغات
ناظر
ناظر
«وَ لَقَد جَعَلنا فِی السَّماءِ بُرُوجاً وَ زَیَّنّاها لِلنّاظِرینَ» (16/15) 
قالب وبلاگ
آرام آرام میرفت، نجوا کند مشکلش را
می خواست باران ببارد، ناگفته های دلش را

گفتند شاه خراسان، با خوب و بد مهربان است
امکان ندارد براند، از پیش خود سائلش را

تا چشم واکرد زائر، مهمان لطف شما بود
کم ارج و ناچیز می دید، اعمال ناقابلش را

گاهی فقط اشک می ریخت، گاهی فقط خیره می شد
بدجور حسرت به دل داشت، این عمر بی حاصلش را

حس غریبی ندارد، تا تو انیس النفوسی
انگار از اول خدا از، مشهد گرفته گِلش را

برگشت بعد از زیارت، سمت اتاق امانات
می خواست تا آخر عمر، بگذارد این جا دلش را




طبقه بندی: اشعار خودم،
[ چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 ] [ 17:37 ] [ آرش محبوب زاده ] [ نقد و نظر ]
.: Weblog Themes By MihanSkin :.

درباره وبلاگ

"هنر آن است که بمیری پیش از آن که بمیرانندت. مبدأ و منشأ حیات، آنانند که چنین مرده اند." (شهید سید مرتضی آوینی)
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب