تبلیغات
ناظر
ناظر
«وَ لَقَد جَعَلنا فِی السَّماءِ بُرُوجاً وَ زَیَّنّاها لِلنّاظِرینَ» (16/15) 
قالب وبلاگ
... عجب! اصلاً فکرش را هم نمیکردم این قدر اوضاع خراب باشد! میدانی؟ آخر همیشه، نمیدانم چه سرّی بود، کار خوبی اگر میکردم ممکن نبود یادم برود؛ اما بعد از گناه، اصلاً انگار نه انگار که من بودم... کی بود؟!... معذرت میخواهم. شرمنده. آن قدر شرمنده که... اسمش چه بود؟... هان! «حُر». درست است، «حُر» بود.

اسیر شده ام انگاری. اسیرِ چه چیز و چه کس، نمیدانم. اما میدانم که هرچه باشد بد است؛ چون اسیرِ تو نیستم. اسیر شده ام و باید آزاد بشوم. «حُر» بشوم. آدم بشوم. بلکه هم بیشتر...* میشود؟! آن هم با این کوله بار سر به فلک کشیده ی مملو از غفلت و گناه؟ بعید میدانم. باید خیلی سخت باشد. تنهایی نمیتوانم. نه که تا به حال تنها بوده ام، نه؛ ولی... میدانم. میدانم لیاقت بیش از این را ندارم. اصلاً لیاقت همین را هم نداشتم؛ اما تو خدایی و من بنده، «و هل یرحم العبد إلا المولی؟»...

* به دنیا که آمدیم، آدم بودیم. اگر تلاشمان این است که آدم بشویم، یعنی هیچ. یعنی صفر. یعنی بعد از عمری پسرفت کردن و بعد تلاش برای جبران آن ها، تازه برگشته ایم سرِ خانه ی اول. آدم شدن تازه اول راه است...



طبقه بندی: مناجات،
[ جمعه 20 اردیبهشت 1392 ] [ 21:12 ] [ آرش محبوب زاده ] [ نقد و نظر ]
.: Weblog Themes By MihanSkin :.

درباره وبلاگ

"هنر آن است که بمیری پیش از آن که بمیرانندت. مبدأ و منشأ حیات، آنانند که چنین مرده اند." (شهید سید مرتضی آوینی)
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب