تبلیغات
ناظر
ناظر
«وَ لَقَد جَعَلنا فِی السَّماءِ بُرُوجاً وَ زَیَّنّاها لِلنّاظِرینَ» (16/15) 
قالب وبلاگ


خدا رحمت کند خالق «اتل متل» های جبهه و جنگ را...


و در ادامه، دو شعر از ایشان...

ادامه مطلب برچسب ها: چارپاره،
[ چهارشنبه 2 مهر 1393 ] [ 16:53 ] [ آرش محبوب زاده ] [ نقد و نظر ]

با چوب هایی خشک و بی جان لانه می ساخت

اما پرستو فکر راهی پرخطر بود

از انتهای شاخه ای که چشم می دید

او تازه فکر ابتدای یک سفر بود

 

ارزن برای خوردن لانه نشینان

سهم خودش اما سرود فصل پرواز

مجهول بین لانه هایی تنگ و محدود

معروف بین دسته های نسل پرواز

 

وقتی خم و پیچ مسیرت ابر و باد است

سخت است برگردی و پایین را ببینی

پرواز تک رنگ است، اصلاً غیر آبی

زشت است رویاهای رنگین را ببینی

 

باید برای امتحان درس پرواز

تمرین کنی، قبل از همه آماده باشی

وقتی که در گرداب غفلت ها اسیرند

از غافلان غافل شوی، آزاده باشی

 

نقاش ماند و بوم پرواز پرستو

خندید و با یک «یا علی» برخاست از جا:

امروز هم روزی بومم را رساندی!

خیر است! تا قسمت چه باشد صبح فردا...




طبقه بندی: اشعار خودم،
برچسب ها: چارپاره،
[ یکشنبه 11 خرداد 1393 ] [ 16:55 ] [ آرش محبوب زاده ] [ نقد و نظر ]
با خدا قهر میکند گاهی
دل بی تاب مانده و تنگم
میزند غُر که ای خدا برو به
خوب هایت برس، من از سنگم
***
هرچه باشد جلوی خانه ی تو
پر از این بنده های بیکار است
که فقط کارشان گدایی توست
دل من زاید است، سربار است
***
دیگر اصلاً نمی برم پیشش
درد دل ها و رازهایم را
من مگر هیچ اهمیت دارم؟
به درک ما و غصه ی دل ما
***
ما که آدم نمیشویم اصلاً
روضه خوان جمع کن بساطت را
دل ما سنگ و چشممان خشک است
سر نده نغمه ی "بیات"ات را...
***
من همانم که مسخره میکرد
قول میداد و توبه ای میکرد
باز میرفت معصیت میکرد
و نه حتی شبیه به یک مرد...
***
مطمئنی هنوز میخواهی
بشنوی از مزخرفات حقیر؟
وقتتان را اگر هدر دادم
بگذر از این حقیر پر تقصیر
***
چه امیدی مگر به من داری؟
برو دنبال بنده ای بهتر
من همه روز غافلم از تو
چه بگویم من از خودم دیگر؟
***
منم آن کس که بر تو جرأت کرد
منم آن بنده که جنایت کرد
منم آن بی پناه آواره
که به مولای خود خیانت کرد
***
من همانم گناهکار شدم
بد تر از آن: گناهبار شدم...
تا گذارم به "ارض طوس" افتاد
چقدر من امیدوار شدم
***
تا نگاهم به گنبدش افتاد
دل من بین مرقدش افتاد
روضه خوان یاد مادرش افتاد...

میشوم ساکن حرم انگار
از کبوتر سبک ترم انگار...



طبقه بندی: اشعار خودم،
برچسب ها: چارپاره،
[ جمعه 27 دی 1392 ] [ 23:41 ] [ آرش محبوب زاده ] [ نقد و نظر ]
ـ ... خب اگر کار دیگری داری
بگو و پیش بچه ها برگرد
من و عباس عازم ایم دگر...
ـ نه... فقط زود پیش ما برگرد

بچه ها تشنه اند، می بینی
از اباالفضل آب میخواهند
(مثل بابا ـ بگو ـ به جنگ رود)
زود برگرد، سخت بی تاب اند...




ادامه مطلب

طبقه بندی: اشعار خودم،
برچسب ها: چارپاره،
[ چهارشنبه 13 آذر 1392 ] [ 01:12 ] [ آرش محبوب زاده ] [ نقد و نظر ]
.: Weblog Themes By MihanSkin :.

درباره وبلاگ

"هنر آن است که بمیری پیش از آن که بمیرانندت. مبدأ و منشأ حیات، آنانند که چنین مرده اند." (شهید سید مرتضی آوینی)
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب